آخرین مطالب



انقلاب مشروطه قسمت دوم : قاجارها

برچسب ها : , , , , , , , , , بیشتر...


آغا محمدخان قاجارپیشینه ی ایل قاجار

قاجارها قبیله‌ای از ترکمان‌ها بودند که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به آسیای صغیر و سپس ایران آمدند. قبیله قاجار یکی از قبایل قزلباش بود که ارتش صفوی محسوب می‌شد. ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود.  پس از حمله مغول به ایران و میان‌رودان، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام و آناتولی کوچیدند. هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت، قبایل ترک بسیاری از جمله قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و قصد بازگرداندن آنها به آسیای میانه را داشت. ولی آنها را به خواهش خواجه علی سیاه‌پوش - صوفی خانقاه صفوی - آزاد شدند که این موضوع باعث شیعه شدن و ارادت آنان به خاندان صفوی شد. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند. ایل قاجار ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان به دلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس شاه عباس اول ، دسته‌ای از آنان را به غرب استرآباد و دشت گرگان کوچاند تا به عنوان سدی در برابر حملات پیاپی قبایل ترکمن و ازبک عمل کنند. ایل قاجار در استرآباد به دو شاخه تقسیم شدند. شاخه بالای رود گرگان به یوخاری‌باش (بالادستی) و شاخه پایین رود گرگان به اشاقه‌باش (پایین دستی)معروف شدند. حکومت قاجاریه از ایل اشاقه‌باش تشکیل یافت.

روی کار آمدن قاجارها

آنان  تا آغاز قرن دهم در عرصه ی سیاسی ایران ظاهر نشدند.قاجار ها ، متحد با شش قبیله ی ترک و شیعی دیگر مشهور به قزلباش ، به جلوس خاندان صفوی بر تخت سلطنت ایران کمک کردند.صفویه گرچه سرکردگان مهم قاجار را به دربار سلطنتی اصفهان خواندند،محض احتیاط آنان را متفرق نگه داشتند.
با یورش افغان ها و متعاقب آن انقراض دولت صفوی ، ایران دستخوش هرج و مرج سیاسی و اجتماعی طولانی شد. دوران هرج و مرج تا پایان قرن دوازدهم که اغا محمدخان رئیس طایفه نیرومند قویونلو از قاجار اشاغه باش توانست بر تخت طاووس دست یابد ، به طول انجامید. آغا محمد خان با فرار از دربار زند در شیراز ، رقبای خانوادگی را در مازندران از بین برد ، اختلافات قدیمی را سامان داد و نه تنها با ترکمن ها و کردهای همجوار بلکه با بختیاری ها  و افشارها در مناطق مرکزی و حاج ابراهیم کلانتر در شیراز از سوی خاندان زند نیز پیمان بست. آغا محمد خان با کمک فرد اخیر شیراز را تصرف کرد، بر خاندان زند چیره شد. آغا محمدخان به این سبب که هنوز بر سراسر ایران فرمانروا نشده بود، از قبول تاج و تخت سر باز زد و متوجه شمال شد ، پایتخت را به تهران ، قصبه ای گمنام در اطراف املاک قاجاری ، انتقال داد و سپس برای تصرف ایلات شمال شرقی لشکر کشید. او هنگامی که با همین لشکر یه گرجستان آمد، به دست دوتن از نوکران خود بقتل رسید.
آغامحمدخان تشریفات درباری را به حداقل رسانید ، از گذاشتن تاج جواهر نشان ابا کرد، و به منشیانش دستور داد به جای اصطلاحات عجیب و غریب سنتی که فقط خود کاتبان از آن سر در می آوردند، به زبانی ساده و روشن مکاتبه کنند.اما جانشینان او فتحعلیشاه ، محمدشاه و ناصرالدین شاه شیوه ی قبیله ای را کنار نهادند و سنتهای قدیم شاهنشاهی  را پیشه کردند. کوشیدند با ایجاد بوروکراسی دولتی قدرت خود را عادی و جاری سازند  و با تقلید از رسوم درباری شاهنشاهان قدیم به سلسله ی خود مشروعیت ببخشند. که البته تلاش برای ایجاد بوروکراسی دولتی به شکست انجامید. قاجار ها در بازیابی همه ی شکوه شاهنشاهان باستان نیز ناکام ماندند. آنان بزودی سادگی زندگی چادر نشینی را کنار گذاشتند ، مراسم مذهبی را به دقت بجا آوردند ، برای اماکن مقدسه پول خرج کردند ،  از امام جمعه ها و شیخ الاسلام های منتخب دولت حمایت می کردند و به شهادت عینی موریه ، "دم و دستگاه عریض و طویل شاهنشاهان باستانی" را به راه انداختند.

ترتیب نام آغاز پادشاهی پایان پادشاهی مدت شاهی
۱. آقامحمد خان ۱۱۷۰ ۱۱۷۵ ۵ سال
۲. فتحعلی شاه ۱۱۷۶ ۱۲۱۳ ۳۶ سال و ۸ ماه
۳. محمد شاه ۱۲۱۳ ۱۲۲۷ ۱۴ سال
۴. ناصرالدین شاه ۱۲۲۷ ۱۲۷۵ ۴۸ سال
۵. مظفرالدین شاه ۱۲۷۵ ۱۲۸۵ ۱۰ سال
۶. محمدعلی شاه ۱۲۸۵ ۱۲۸۸ ۳ سال
۷. احمد شاه ۱۲۸۸ ۱۳۰۴> ۱۶ سال

قاجارها و روحانیت شیعه

  قاجار ها با وجود شکوه و تجمل درباری ، نتوانستند حرمت الهی کسب کنند. زیرا بسیاری از مجتهد ها علنا اظهار می داشتند که که امام غائب مسولیت ارشاد عامه را نه به فرمانروایان زمان بلکه به خادمان مذهب سپرده است .در دوره ی قاجار به دلیل تمایلات شیعی شاهان این سلسله و جنگ های ایران و روس ، روحانیون شیعه قدرت بسیاری یافتند و روز به روز به اعتبار کار آنان افزوده شد و عملا به قدرت سیاسی تازه ای دست یافتند که تا آن زمان بی سابقه بود . گسترش نفوذ روحانیون در این دوره و داعیه شان در مورد حکومت ، صرفا به دنیای نظر و مشاوره محدود نمی ماند. حتی گاهی ، نه تنها در مسایل داخلی ایران دخالت می کردند بلکه در مسایل سیاسی با نمایندگان دولت های خارجی علیه حکومت ایران ردوبند هم می کردند. البته به دلایل تمایلات صوفیانه ی محمد شاه در دوره ی وی از  قدرت و نفوذ روحانیون تا حد زیادی کاسته شد ، اما در دوره ی ناصری ورق برگشت و قدرت روحانیون به طور عام و اقتدار مجتهدان و مراجع تقلید به طرز عجیبی گستزش بافت ، در شهرهای بزرگ حاکمان وقعی مجتهدان بودند. در جامعه ای که نه حزب سیاسی وجود داشت و نه شرایطی برای تشکیل احزاب و دسته جات فراهم بود، روحانیون با نفوذ تنها جریانی بودند که می توانستند نقش اپوزیسیون حکومت را به خود اختصاص دهند.  هرچند برخی از علما به ویژه امام جمعه ها و شیخ الاسلام ها  که از دولت مواجب می گرفتند میل به شناسایی مقام سلطنت داشتند ، اما مجتهدان بزرگ همچنان دور از دربار بودند و بر اساس متون اولیه ی تشییع دولت را در بدترین تعبیر ، ذاتا نا مشروع و در بهترین وجه ، شری لازم برای جلوگیری از هرج و مرج میدانستند.
بدین سان قاجار ها ظل الله هایی بودند که حیطه ی آنها اغلب فراتر از پایتخت نمی رفت. پادشاهانی که خود را نماینده خدا بر روی زمین می دانستند اما به دیده ی رهبران مذهبی غاصبان الهی بودند.
 

قاجارها و طریقه ی مواجهه با تهدید ها

احمد شاه قاجارقاجارها که عاری از امنیت نظامی ، فاقد ثبات اداری و دارای اندک مشروعیت اعتقادی بودند، با تاسی قاعده مند به دو خط مشی متقارن بر سر قدرت ماندند : عقب نشینی در هنگام مواجه با مخالفت خطرناک و مهم تر از آن ، برانگیختن  بسیاری درگیری های قومی در جامعه ی متشتت خود. سلسله ی قاجار نه با زور و نه با تدبیر، بلکه با عقب نشینی های سنجیده و انواع دسیسه های ممکن در شبکه ی پیچیده ی رقابت های گروهی ، بر ایران قرن سیزدهم حکومت کردند. رویه ی عقب نشینی زمانی اتخاذ می شد که مخالفت شدیدی روی می داد. هنگامی مجتهد مشهوری در کاشان خواستار برکناری حاکم نا مطلوب شهر شد و تهدید به شورش عامه بر ضد حکومت ظالم کرد، فتحعلی شاه چاره ای جز قبول نداشت. وقتی علمای تهران در اعتراض به ساختن مجسمه ی ناصرالدین شاه تظاهراتی کردند ، حکومت بلافاصله مجسمه را برداشت و پذیرفت که چنین یادبودهایی مغایر با دستور شرع مبنی بر حرمت نمایش سه بعدی صورت انسان است.
خط مشی دسیسه گری ، اشکال متفاوتی داشت. غالب اوقات ، قاجارها قومی را با قومی دیگر ، جمعی را با جمعی دیگر، و یک منطقه ی شورشی را با منطقه ی رقیب آن رو در رو می کردند. دشمنان سنتی یک قوم متمرد بی تردید دوستان مطیع و وفادار شاه می شدند، و شاه با آن همه دوست ، برای اعمال قدرت سلطنت ، نه به بوروکراسی نیاز داشت و نه به قشون دایم. بدین سان از رقابت های درون قومی نیز چون رقابت های بین اقوام سود می بردند. همچنین قاجارها سعی داشتند با تضعیف منظم دشمنان بالقوه ، از پیدایش اوضاع خطر ناک جلوگیری کنند. قاجار ها در اغلب مناطق مبیتوانستند با ایجاد تفرقه ی داخلی یا بر انگیختن رقبای موجود، حریف خطرناک را سرنگون کنند اما در موارد نادری که هیچ یک از این وسایل حاصل نبود ، در صدد ایجاد حریفی بر می آمدند.

نویسنده : آرش.م

Web Analytics