آخرین مطالب



پنج دستخط از ناصرالدین شاه برای میرزا تقی خان امیرکبیر

برچسب ها : , , , , ,

1امیر کبیر) نامه ی اول

امیر نظام
ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسئول هر خوب و بدی که اتفاق می افتد می دانیم . همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم و به جز شما به هیچ شخص دیگری چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دستخط را نوشتیم .

 شب شنبه 22 ذیقعده 1264

2) نامه ی دوم
 فرمان شاه بر عزل امیر
 چون صدارت عظما و وزارت کبری زحمت زیادی دارد و تحمل این مشقت بر شما دشوار است شما را از آن کار معاف کردیم ، باید به کامل اطمینان مشغول امارت نظام باشید ، و یک قبضه شمشیر و یک قطعه نشان که علامت ریاست کل عساکر است فرستادیم تا امر محاسبه و سایر امور را به دیگران از چاکران که قلبا باشند واگذاریم .

تاریخ ابلاغ : چهارشنبه چجدهم محرم 1268

3) نامه ی سوم
دستخط شاه ( 20 محرم 1268)
جناب امیر نظام
 به خدا قسم هر چه می نویسم حقیقت است و فوق العاده شما را دوست می دارم . خدا مرا بکشد اگر بخواهم تا زنده ام از شما دست بردارم و یا اینکه بخواهم سر سوزنی از عزت شما کم کنم . طوری نسبت به شما رفتار خواهم کرد که حتی یک نفر هم از موضوع اطلاع پیدا نکند . به نظر می آمد که زیادی کار شما را خسته کرده بود . حالا دو سه قسمت کارها را خودم به عهده گرفته ام . تمام فرامین نظامی و کشوری که سابقاً به مهر و امضای شما صادر می شد از این به بعد هم به مهر شما خواهد بود . تنها فرقی که می کند این است که مردم ببیند من شخصاً به امور غیر نظام رسیدگی می کنم . در کارهای نظام ابدا دخالتی نخواهم کرد مگر چیزی که شما مصلحت بدانید .
 مبادا خیال کنید که اجازه دهم کسی عریضه ی بیخودی بنویسد یا درباره ی هیچ کس حقوق و مستمری برقرار کنم یا مثل زمان شاه مبرور پولی به هدر برود . حاشا یک شاهی بیشتر از آنچا مقرر داشته اید به هیچ کس بدهم یا اینکه هیچکس بتواند حرفی بزند .

 

4)نامه ی چهارم
دستخط شاه ( 20 یا 21 محرم 1268)
 جناب امیر نظام
 به خدا قسم امروز خیلی شرمنده شده بودم که شما را ببینم با من چه کنم . به خدا ای کاش هرگز پادشاه نبودم و قدرت نداشتم که چنین کاری بکنم . به خدا قسم حالا که مشغول نوشتن این کاغذ هستم گریه می کنم . به خدا قلب من ، آرزوی شما را می کند ، اگر باور می کنید و بی انصاف نیستید ، من شما را دوست می دارم .
 بیگلر بیگی آمد و از حرف های او اینطور فهمیدم که شما بیم دارید که این اوضاع به کجا خواهد انجامید . چه کسی می تواند یک لحظه حرفی علیه شما بزند ؟ به خدا قسم اگر کسی چه در حضور من و چه در پیش اشخاص دیگر یک کلمه بی احترامی درباره ی شما بکند پدرسوخته ام اگر او را جلوی توپ نگذارم . به حق خدا نیتی جز این ندارم که من وشما یکی باشیم و با هم به کارها برسیم . به سر خودم اگر شما غمگین باشید به خدا نمی توانم تحمل غمگینی شما را  بکنم . تا وقتی شما هستید و من زنده ام از شما  دست  برنخواهم داشت . آجودان باشی وزیر جنگ خواهد شد و تمام کسانی که شما آنها را گماشته اید در مقامشان باقی خواهند ماند ، حتی به قدرتشان نیز  افزوده خواهد گشت . وزیر نظام(1)  به حکومت عراق خواهد رفت ، چراغعلیخان در اصفهان می ماند دیگران همچنان باقی خواهند بود . می بینید تغییری داده نشده است . به خدا قسم می خورم امور نظام را به عهده ی شما واگذار کردم که با جدیت به آنها رسیدگی کنید . اگر نکنید خدا و پیغمبر خدا جزای شما را بدهد .
 برای ابراز لطف خود شمشیری مکلل به الماس گرانبها با حمایلی که به گردن خود می بندم برای شما می فرستم . برای خاطر خدا آن هارا قبول کنید و فردا بیایید و مرا ببینید . بنابر دستورها و اوامر شما جیره و حقوق هنگ ها باید پرداخت شود . از اول نوشتم در امور نظام به هیچ نحوی مداخله نخواهم کرد . عایدات دولتی نیز کمترین تغییری از میزانی نیز کمترین تغییری از میزانی که مقررات آن را خود شما تعیین نموده اید ، نخواهد کرد.

5)نامه ی پنجم
  فرمان شاه بر اعدام امیر
چاکر آستان ملائک پاسبان ، فدوی خاص دولت ابد مدت ، حاج علی(2) خان پیشخدمت خاصه ، فراشباشی دربار سپهر اقتدار ، مامور است که به فین کاشان رفته  میرزا تقی خان فراهانی را راحت نماید و در انجام این ماموریت بین الاقران مفتخر و به مراحم خسروانی مستظهر بوده باشد .


 1 - مقصود میرزا حسن خان ، برادر امیر است که وزیر نظام اذربایجان و در این زمان در تهران بود.
 2 -پدر اعتمادالسلطنه ی معروف.

 

با تشکر از : معصومه فرحمند

نویسنده : رباطی
منبع : از کتاب امیر کبیر و ایران نوشته دکتر فریدون آدمیت

Web Analytics