آخرین مطالب
- درباره مفهوم «کتاب»: تاملات كتابي
نویسنده:تئودور آدورنو ترجمه: مراد فرهادپور
2012/05/06 - از کجا می آییم، چه هستیم، به کجا می رویم؟
نویسنده:پل گوگن ترجمه: علی اکبر رحمانی آملی
2012/04/05 - این ترانه بوی نان نمی دهد: سرگذشت ترانه معترض در ایران - قسمت چهارم
نویسنده:م.ملک
2012/03/30 - ترکیدن!!! (نقد فیلم شکم چرانی بزرگ ـ مارکو فره ری)
نویسنده:رامین اعلایی
2012/03/27 - پايان ۷۰۰ سال قدرت اعراب مسلمان
نویسنده:علی غفوری
2012/03/21 - همه حیوانات برابرند
نویسنده:پیتر سینگر ترجمه: بهنام خداپناه
2012/03/10 - این ترانه بوی نان نمی دهد: سرگذشت ترانه معترض در ایران - قسمت سوم
نویسنده:م.ملک
2012/03/08 - صمد [بهرنگی] و افسانه عوام
نویسنده:جلال آل احمد
2012/03/07 - سینما و ترور : نوشتاری درباره فیلم پنهان از میشائیل هانکه
نویسنده: تی جفرسون کلاین ترجمه: مهدی ملک
2011/11/05 - سوگنامه اى براى عقلانیت ابزارى
نویسنده:مسعود یزدی
2011/09/02
ريشه های پوپوليسم در زندگی ما : نقدی بر فيلم اخراجی ها

ما ایرانی ها مردمی هستیم که فاقد دو ویژگی هستیم:
۱-نداشتن تفکر و دید در زندگی
۲-عدم مسولیت پذیری.
یعنی اگر کمی به زندگی اغلب خود نگاه کنیم این باری به هر جهت بودن کاملا قابل درک کردنه.اینکه هر از گاهی چیزی مد میشه نشون دهنده این واقعیته که بدون فکر تنها به اونچه بقیه انجام میدن نگاه می کنیم.دختر دبیرستانی ما رشته مهندسی معدن رو انتخاب می کنه چون مد شده !
اکثریت جامعه و خصوصا نسل ما نه دیدی فردی داره و نه حاضره فکر کنه !اینکه چرا ما اینطور شده و تاثیر صنعت فرهنگ سازی در باروری ریشه های پوپولیسم(عوام گرایی) بحث این نوشته نیست و نوشته های مفصلی می طلبه.اما معلول این علت ها اینه که اگر نگاه کنیم اکثریت ما یک شکل هستیم.در دید مذهبی /در عرف/در اعتقاد/ و...
دو هفته پیش در یک توفیق اجباری !! در اتوبوس موفق به دیدن فیلم اخراجی ها ساخته مسعود ده نمکی شدم.
پس از پایان فیلم یاد ۱۵ سال پیش افتادم.در سال ۱۳۷۱ مسعود ده نمکی در اعتراض به زیر سوال بردن ارزش های دفاع مقدس مقاله ای خشونت آمیز را در مورد محسن مخملباف و فیلم شب های زاینده رود و نوبت عاشقی در نشریه یالثارات الحسین نوشت که کار تا جایی رفت که نزدیک بود آیت ا.. جنتی در نمازجمعه تهران رای به ارتداد مخملباف دهد.حالا بعد از گذشت ۱۵ سال چه اتفاقی افتاده که حتی ده نمکی صلوات و شربت شهادت رو که خود با اینها یک عمر ارتزاق کرده به بازی می گیره؟ آیا ده نمکی استحاله شده و انسان دیگه ای شده ؟
پاسخ قطعا منفیه ! تنها اتفاق رخ داده اینه که مسعود خان حالا فهمیده مردم چی می خوان! اگه در ۱۳۷۱ هنوز مردم در پی پاسداری از ارزش ها بودن حالا اونقدر خسته اند که دوست دارن ببینن کسی جبهه و چفیه و جنگ را به مسخره می گیره.مسعود ده نمکی راه ۳ میلیارد پول از گیشه به جیب زدن رو خوب یاد گرفته! البته به همون دلایلی که در مقدمه گفتیم فقط کافیه ۵۰۰ میلیون بفروشه بقیه اون کار مردمه و اینکه چون همه میگن پس لابد فیلم خوبیه !
اگر شما دو فیلم لیلی با من است و مارمولک هر دو از ساخته های کمال تبریزی را دیده باشید می بینید که حتی اخراجی ها یک دیالوگ جدید و بدیع ندارد.استفاده ناهمگون از تمامی هنرپیشه های طناز مثل حیایی و امیرفضلی و حتی اکبر عبدی در کنار هم که هیچ کدام کاراکتر جدید و تازه ای از خود ارائه نمی دهند و نقش های صد باره خود را نشخوار می کنند یکی از بزرگترین نقاط ضعف فیلمه. حیایی که این روزها به جاهل سینما به سبک دهه ۱۳۴۰ تبدیل شده همین نقش رو در کما و تله و آکواریوم بازی کرده یا شریفی نیا نقش مذهبی توخالی رو در دنیا و ازدواج به سبک ایرانی درجا زده و...
اگر شما مزه پرانی های هنرپیشگان را از فیلم بردارید از فیلم چیزی نمی مونه ! در حالی که مثلا مهران مدیری سالهاست که طنز موقعیت را جایگزین شوخی های کلامی رادیویی کرده.فیلم تنها با هدف اینکه با عوامفریبی و شوخی با مسائلی که سالها در خط قرمز بود (که البته کمال تبریزی اون را شکست) و به نیت اینکه مردم با هدف بریم فیلم جبهه رو مسخره می کنه بخندیم ! ساخته شده.که متاسفانه فروش فیلم باعث افزایش تولید قارچ وار فیلم های سطحی و انزوای کارگردانان هنری مثل بیضایی و کیارستمی و مهرجویی و..می شود.
البته فیلم به نظر من تنها یک سکانس موفق دارد و آن سکانسی است که در موقع کلاغ پر تنبیهی در جبهه دوربین یک لانگ شات از بالا می گیرد که تداعی کننده این می تواند باشد که از نگاه پروردگار عالم تمام بنده ها از بالا هم قد به نظر می آیند چه مجید سوزوکی و چه فرمانده !
"اخراجی ها" با تاکید بر این که شخصیتهای اصلی قصه افرادی لاابالی هستند و عموم رزمندگان حاضر در جبهه ها را افرادی معتقد تشکیل می دادند، هنگام ورود این افراد به منطقه از ابتدا آنها این شخصیتها را طرد می کند، اما فیلم به اندازه ای برای این افراد سمپاتی یا به عبارتی جذابیت در نظر می گیرد که مخاطب به آنها علاقه پیدا کند و در دل آرزوی موفقیت آنها را داشته باشد. چون قصه برخلاف ظاهر خشن و رفتار غیر معمول آنها سعی دارد بر این مسئله تاکید کند که این افراد ضمیری پاک و دلی آگاه دارند. فیلم از همین جا دچار نوعی تعارض می شود به خاطر این که افراد لاابالی در مدت زمانی بسیار کوتاه تبدیل به افراد خوبی می شوند. با آن که با گرفتن چند عکس کارشان در جبهه به اتمام می رسد، اما حاضر به رها کردن منطقه نیستند. این تحول به اندازه ای بی منطق است که هیچ تاثیری روی مخاطب نمی گذارد.
نکته دیگر این که فیلم با افت جدی در ریتم مواجه می شود. اگر اثر را به سه قسمت کلی بخش های شهری، شروع اعزام به جبهه های نبرد و آموزش نظامی و بخش رودرویی با دشمن تقسیم بندی کنیم. کارگردان هر آنچه برای خنداندن و جذب مخاطب می توانست به کار بگیرد در بخش شهری مورد استفاده قرار می دهد. به همین خاطر، بخشهای مربوط به شروع اعزام، حضور شخصیتها در اتوبوس و رستوران و در ادامه جا ماندن و سرقت خودرو نظامی برای رسیدن به منطقه تا حدود زیادی با مشکل افت ریتم و از دست رفتن بخشهای خنده دار مواجه می شود. در بخش سوم هم کارگردان سعی می کند با جمع و جور کردن قصه، شخصیتها را به سرانجام برخوردار از تحول برساند که در عمل همه جذابیت اثر در جلوه های ویژه تصویری گنجانده می شود که باز هم از مضمون کلی کمدی و آغاز سرگرم کننده و جذاب فیلم دور می شود و اثر به نوعی در ورطه ناهمگونی با مشکل نداشتن یکدستی و روانی قصه قرار می گیرد.
در حال حاضر سینما به عنوان مهمترین وسیله تفریح دستجمعی خارج از خانه در کشور ما محسوب می شود. این مسئله شرایطی را به وجود می آورد که مخاطبان از فیلمهایی استقبال کنند که به خوبی سرگرمی آنها را فراهم سازد. سرگرم کننده بودن عنصری است که با هنر به مفهوم واقعی کلمه و حتی اثر اصیل سینمایی بودن همیشه مترادف نیست. البته فیلمهای ماندگاری در تاریخ سینمای جهان و ایران وجود دارند که هنر و جذابیت را به خوبی همراه کرده اند. اما در همین فیلم "اخراجی ها" حجم زیادی از دیالوگ و شوخیهای کم ارزش وجود دارد که اگر این بخشها را از فیلم حذف کنیم نه تنها اثر جذابیت خود را حتی برای مخاطب عام از دست می دهد، بلکه این امر را مشخص می کند که تصویرسازی فیلم تا چه اندازه معمولی و حتی ضعیف است.
به هر حال امیدوارم روزی رسد که البته چندان امید ندارم تا هر ایرانی چه در زمینه دیدن فیلم و چه در کلیت زندگی به یک دید فردی(ایندیویدوئل) برسد و با نگاه نقادانه راهش را خود انتخاب کند نه با نگاه کردن به آنکه آنچه دیگران گفتند ما هم بگوییم

