فرهاد مهراد در سال ۱۳۲۲ به دنیا آمد. عطش و علاقه سالهای نوجوانی او را به سمت موسیقی جاز سیاهان و به خصوص « ری چارلز » متمایل کرد.اوایل سالهای دهه ۴۰ بود که به همراه دیگرانی چون «منوچهر اسلامی » و « شهبال شب پره» و .. وارد گروه بلک کتس شد که در کافه کوچینی بلوار الیزابت (کشاورز فعلی ) آهنگهای جاز و بلوز را می خواندند.این همکاری تا سال ۱۳۴۸ ادامه پیدا کرد تا اینکه آشنایی فرهاد- که آن روزها او را فرهاد بلک کتس می شناختند - با « اسفندیار منفرد زاده » آهنگساز فیلم ها و « شهیار قنبری» ترانه سرای بیدار منجر به وقوع حادثه تولد ترانه « مرد تنها » شد.آهنگ بر روی سومین فیلم «مسعود کیمیایی » به نام « رضا موتوری » نشست و فصل تازه ای را در ترانه بیدار مشرق زمین غمگین رقم زد.
مثلث فرهاد-منفردزاده-قنبری دو سال بعد «جمعه » را برای «خداحافظ رفیق » ساخته «امیر نادری » خلق کرد که حادثه ای در تاریخ ترانه ایران زمین به شمار می آید. اگر در سال ۱۳۴۹ صفحه ۴۵ دور « آمنه آمنه» «آغاسی » پر فروش ترین صفحه سال به شمار می آمد در سال ۱۳۵۰ جمعه ای که خون جای بارون می چکید در تمامی کوچه پس کوچه های شهر به گوش می رسید.ترانه جمعه در سوگ تیرباران چریک های فدائیان خلق سیاهکل در جمعه ای از بهمن ماه ۴۹ ساخته شد.از این پس آتشبار فرهاد و منفردزاده آغاز شد..یکی پس دیگری و مثل رگبار مسلسل این ترانه های فرهاد بود که علیرغم ممنوعیت پخش رادیو تلویزیونی و توقیف ساواک دهان به دهان می چرخید و مثل گل زخمی در فضای پر التهاب آن سالها و بر لبهای داغ بسته جوانان عاصی دهه ۵۰ شکوفا میشد.
دو آهنگ از منفردزاده بر روی «شبانه » های «احمد شاملو » که تصویر سکه وارونه که نقش شاه بر پشت آن بود روی دستگاه لاتاری و در کنار سه عدد ۷ تصاویر فرهاد و شاملو ومنفردزاده نقش بسته بود منجر به آتش زدن استریو دیسکو که پخش کننده این صفحه ۴۵ دور بود شد. تا سال ۵۷ و ترانه « وحدت » فرهاد چندین ترانه دیگر اجرا کرد که جملگی در زمره ترانه های ماندگار به شمار می آیند.
اما انقلاب ۵۷ فرهاد را خانه نشین کرد تا سال ۱۳۷۱ که «خواب در بیداری » و ۱۳۷۶ «برف» را خواند.همیشه تنها و منزوی ماند مثل اولین ترانه فارسی اش « مرد تنها ».در سکوت پیله تنید و در سوگ مرگ باورها خواند و چه تلخ خواند و جسمش را به گورستان پرلاشز در کنار بالزاک و هدایت و ساعدی سپرد و روحش را به ابدیت آزادگی . مردی که به دنیا گفت : نه ! و به مرگ رهایی بخش در شهریور ۱۳۸۱ آری گفت و ما ماندیم و صدایش که همیشه می ماند..
بدرود امپراطور..از شنبه تا پنج شنبه را با «هفته خاکستری » سپری می کنیم و جمعه ها را با «جمعه » تو...تصویر زیر هم فرهاد و منفردزاده را در دوران اوج شور و جوانی هر دو در اواسط دهه ۵۰ نشان می دهد.