آخرین مطالب



دیالکتیک روشنگری و شرلوک هلمز

برچسب ها : , , ,

١- اگر چه نزدیک به ۶٠ سال از انتشار کتاب " دیالکتیک روشنگری " - انجیل تلخ اندیشانه آدورنو و هورکهایمر- می گذرد اما هنوز هم مباحث بسیاری پیرامون این کتاب و چالشی که نویسندگان مکتب فرانکفورت نسبت به عقلانیت ابزاری و سلطه آن مطرح کردند ، ادامه دارد. آدورنو و هورکهایمر در فصل اول کتاب ضمن ارائه مثال ها و مباحث تاریخی پیرامون چگونگی سلطه انسان خردگرا بر طبیعت و سپس سلطه بر طبیعت ثانوی (جامعه) این گونه استدلال 

کردند که روشنگری اگر چه با شعار رهایی انسان از صغارت و عده رستگاری بشریت از قیود مذهب کلیسایی و خرافات و سنت ها و به طور کلی هر چیزی که برای صافی خرد تام درشت می نمود ، آغاز کرد اما همان عقلانیت تام گرایی که از دل انقلاب کبیر فرانسه شکل گرفت  به شکلی " ولتری " متافیزیک را استهزاء می کرد و اسطوره ستیزی آرمانش بود ، خود در ادامه روند تاریخی اش و در قالب " پوزیتیویسم " نوزدهمی " جان استیوارت میل " و دیگران به بدترین شکل ممکن حالت اسطوره ای گرفت و سرانجام این چاشنی در به قدرت رسیدن " نازیسم " و فاجعه " آشویتس " منفجر شد. آدورنو و هورکهایمر اگر چه شدیدترین انتقادات را نسبت به عقلانیت ابزاری بوروکراتیزه شده روا داشتند - چنانکه آدورنو نوشت پس از آشویتس کل فرهنگ و هنر را باید به سطل آشغال ریخت - اما خود در نهایت متفکرانی مدرن بودند. به همین دلیل است که فعالیت و نوشته های آن ها هیچگاه شکل خرد ستیزی عرفانی - ادبی " هایدگر " و... را نگرفت و در واقع روش کار آن ها که مبتنی به دیالکتیک بود با مفاهیم عقلانی به نقد عقلانیت پرداخت. پارادوکسی که پس از آنان دوراهی روش " مدرنیته ناتمام " (آثار یورگن هابرماس) و " سوژه در امر واقعی " (ژاک لاکان) ، دو جواب برای حل آن بود.

عقلانیت ابزاری که نویسندگان این مکتب آن را نقد کردند در واقع عقلانیتی سودجو بود که به تمامی پدیده های عالم به چشم ابزاری در جهت سودآوری و کارکرد کالایی - مصرفی جامعه بورژوایی نگاه می کرد. از یک سو مدرن بودن آنان و اعتقاد به خرد و از سویی دیگر خلاصه شدن جنبه های گوناگون خرد و حل شدن آن ها در خرد ابزاری و نیافتن راه گریزی از این پارادوکس موجب تلخ اندیشی و یاس آن ها می شود. یاسی که گریزی از آن نیست و نهایتا در " دیالکتیک منفی " و آثار اواخر عمرآن ها - به ویژه آدورنو - به زیبایی شناسی و تاملات فلسفه هنر ختم می شود.

2- لندن  قرن ١٩ ، خیابان های تاریک و تودرتو. بوی تند مطبخ ها و خیل کارگران ناراضی عهد ویکتوریایی به همراه ظهور پوزیتیویسمی که به ویژه در فضای فکری انگلستان این عصر جولان می دهد. در این فضاست که نوشته های کاراگاهی " آرتور کانان دویل " و شخصیت معروف داستان هایش " شرلوک هلمز " شکل می گیرند. جنایاتی که در این روزگار شکل می گیرند تفاوت مهمی با جنایاتی که پیش از آن اتفاق می افتادند ، دارند. این تفاوت مهم و این هسته ویژه ، عقلانیتی است که در دل این جنایات نهفته است. نوابغی که از خرد و نبوغ خود در راه شر استفاده کرده و جنایاتی بس هولناک تر و پیچیده تر می آفریند. مظهر عقلانیت و نبوغی که صرف شر و بدی شده است " پرفسور موری آرتی " است. بسیاری از این موارد جنایی به دلیل فقر و نداری نیست که از سر سوء استفاده و زیاده خواهی از حقوق دیگری به مدد خردی است سودجو و سلطه گر. " شرلوک هلمز " بر خلاف قهرمانان رمان های " آگاتا کریستی " یا " دفنه دو موریه " پس از کشف راز و رمز جنایات خوشحال و بشاش نمی شود. شخصیتی در خود فرو رفته است و درونگرا که زنی در زندگی اش نیست و به کوکائین معتاد است.کشف هر راز جنایی برای " هلمز " تنها قدمی است برای اینکه شر و بدی بیشتر انتشار نیابد. " شرلوک هلمز " تجلی مفهومی است که نویسندگان مکتب فرانکفورت شارحان فلسفی آن بودند.  ستایشگر خرد و منطق و رنج برنده از خرد و منطق و این همان دیالکتیک است. رنج او از نقشی است که خرد رهایی بخش قرار بود آن را بر عهده گیرد و حالا ابزاری است در راه رنج بیشتر بشری.

نویسنده : م . ملک

Web Analytics