نبرد ارمنستان و روم
نبرد ارمنستان و روم
روم براى استيلا به آسياى صغير وجنوب شرق اروپا هنوز مشكلاتى را به سر راه داشت. يكى از اين مشكلات دولت پونت بود. اين دولت كه از تجزيه امپراتوريهاى كهن ايجاد شده بود، با پادشاهى فردى به نام مهرداد ششم كه نيمه ايرانى و يونانى بود، پس از عقد پيمان با پادشاه ارمنستان در سال۸۸ قبل از ميلاد به نيروهاى روم در آسياى صغير حمله برد. در اين نبرد سخت ۸۰هزار رومى به قتل رسيدند. (۱)
وى كه جسارتى در حد هانيبال كارتاژى داشت در ۸۷ قبل از ميلاد يونانيها را به تمرد از روم تشويق كرد. اما بد شانسى بزرگ او وجود سردارى بزرگ به نام سولا، ديكتاتور بزرگ روم بود كه همان سال در نبرد «كرونه» اكثر شهرهاى يونانى را فتح كرد وپس از فتح مقدونيه در ۸۵قبل از ميلاد وارد آسياى صغير شد. مهرداد كه نبرد با او را بى فايده مى ديد، با پرداخت خسارت وعقب نشينى از سرزمينهاى متصرفه موقتاً اسلحه را زمين گذاشت اما مترصد زدن ضربه به روم بود.
دولتهاى پونت و ارمنستان تقريباً بخش بزرگ تركيه امروزى، قفقاز و اطراف درياى سياه را در اختيار داشتند و اين نزديكى آنها به امپراتورى روم، براى سنا نيز نگران كننده بود.
جنگهاى داخلى روم، جنگ با غلامان (اسپارتاكوس) و جنگ با دزدان دريايى سبب شد امپراتورى روم طى سالهاى۸۳ تا ۶۷ قبل از ميلاد ضعيف شود. در اين مدت تيگران پادشاه ارمنستان ومهرداد پادشاه پونت به سرعت در حال تصرف مناطق جديد در غرب آسياى صغير و سوريه بودند. در اين زمان تيگران و مهرداد (كه پدرزن تيگران بود) حتى براى ايران نيز خطرناك شده بودند.
سناى روم حدود ۷۰ قبل از ميلاد، لوكولوس را مأمور سركوب مهرداد كرد. اين پادشاه جنگ طلب در مقابل نيروهاى روم شكست خورده و به ارمنستان پناهنده شد. لوكولوس با حمله به ارمنستان با نيروى لژيون خود سپاه عظيم پادشاه ارمنستان را ازهم پاشيد و پس از تصرف پايتخت اين كشور تيگران را مجبور به عقد قرارداد صلح و عدم حمايت از مهرداد كرد.
مهرداد ۶۳ سال قبل از ميلاد نقشه خطرناكى براى حمله به روم كشيد كه به دليل خيانت پسرش نيمه تمام ماند. هدف او انتقال دهها هزار سرباز از دره دانوب به سمت روم بود. وى قصد داشت با كمك مردم در جنوب اروپا اتحاديه اى قوى، عليه روميها تشكيل دهد. خيانت پسرش به او سبب نااميدى وى و خودكشى در سال۶۳ قبل از ميلاد شد، مرگ او سبب راحتى خيال روم از يك ماجراجوى قوى ديگر شد.
روايت سرپرسى سايكس از نبردهاى مهرداد ششم و روم
سرپرسى سايكس در كتاب تاريخ ايران خود درباره پادشاه پرقدرت پونت مى نويسد «...وى در خود قوتى حس كرد كه پنجه در پنجه دولت غربى روم بيفكند، چون لشكرى به كفايت تحت اختيار رومى ها نبود، به پركاموس هجوم برد و مردم مناطق مذكور را تا ۵سال از ماليات معاف كرد. از طرف ديگر مردم ايتاليايى ساكن حوزه آسيا را قتل عام كرد و نيروى دريايى او دلوس و پيرائوس را ضبط كرد و آتن و بيشتر شهرهاى يونان هم به او اقتدا كردند» اوضاع مهرداد تا قبل از ورود سولا خوب بود اما عاقبت ورود سردار رومى سبب شكست مهرداد شد. «سولا با سى هزار لشكر در اپيروس پياده شد و به طرف آتن پيش رفت... آتن در ۸۶ قبل از ميلاد تصرف شد و... سولا كه در اين زمان ۱۵هزار نيرو در قرهان داشت، مهرداد را با يكصدهزار سرباز در كارونيه (كرونه) ملاقات كرد و شكست سختى به مهرداد وارد شد.»(۲)
مردم پونت در اين نبرد به نسبت ۷ بر يك بر حريف برترى داشتند اما نظم فالانژهاى رومى و سابقه رزمى آنها در كنار قدرت فرماندهى سولا سبب شد سپاهيان مهرداد نتوانند از برترى خود استفاده كنند.به گفته سرپرسى سايكس، مهرداد در ۷۵ قبل از ميلاد ديگربار به دنبال مرگ سولا و آغاز قيام غلامان به رهبرى اسپارتاكوس دست به شمشير برده و به بى تى نى حمله برد. ليكن وقتى لوكولوس سردار روم به ميدان آمد، سپاه پونت محصور و متحمل شكستى سخت شد و نيروى دريايى مهرداد نيز كه در اثر طوفان از كار افتاده بود، راهى جز پناهندگى به ارمنستان براى او نگذاشت.
چنانكه گفته شد تيگران فرمانرواى ارمنستان نيز از عودت مهرداد (پدر زنش) به روميها خوددارى كرد و جمله حقارت آميز و معروفى را درباره سپاه رومى گفت: «اين روميها اگر به عنوان سفير آمده اند كه بسيار زيادند و اگر براى جنگ آمده اند نيز بسيار كم اند.»
اما گذشت زمان نشان داد نبرد با لژيونرهاى رومى كارى بسيار دشوار و سخت است وتيگران همانند پدرزن خود در سال۶۹ قبل از ميلاد مقهور انضباط روميها شد و تنها ترس لوكولوس سردار رومى ها از ورود به كوههاى آرارات سبب شد ارمنستان كاملاً تسخير نشود اما پمپى سردار ديگر رومى كه فاتح بزرگترين ميادين نبرد دشمنان روم بود، اين بار مأمور خاتمه دادن به غائله مهرداد شد.
سرپرسى سايكس مى گويد: «پمپى به فوريت حركت كرد و زمانى كه به خشكى رسيد مشاهده كرد پونت در تصرف مهرداد است و لوكولوس هنوز در كوهستانهاى هاليس عليا به سر مى برد و «گلابريو» جانشين او نيز تاكنون اقدامى در جهت اجراى مأموريت خود نكرده و عمليات جنگى به حال وقفه (درآمده) و سه لژيون در كليكيه بيكار هستند... اين رومى بزرگ با جديت و پشتكار غريبى روح تازه اى در جنگ دميد وشهرت نام او سبب شد تا بسيارى از سربازان كارآزموده كه دست از جنگ كشيده بودند، زير بيرق او جمع شدند.» در بهار۶۶ قبل از ميلاد پمپى حملات خود را آغاز كرد و چون مهرداد از مواجهه مستقيم با وى پرهيز داشت، به جنگ و گريز با وى مى پرداخت تا آنكه با رسيدن قواى كمكى روم نيروهاى مهرداد از ۳سو محاصره شده و به كلى منهدم شدند.مهرداد در ۶۳ قبل از ميلاد پس از جلوگيرى تيگران از ورود مجدد او به ارمنستان و خيانت پسرش دست به خودكشى زد.ارمنستان نيز تحت فشار ارتش روم، سوريه و شرق مديترانه را تخليه كرد و عملاً روم تمام دشمنان آسيايى خودر ا در هم كوبيد.
نتيجه اين جنگ
نبردهاى مهرداد ششم و روم اثرات زيادى در جغرافياى سياسى جهان متمدن آن زمان داشت.
۱- ارتش روم از دست فرمانروايى جسور، بى رحم و جنگجو كه مى توانست به مانند هانيبال توسعه اين امپراتورى را با مشكل مواجه كند، خلاص شد.
۲- ضربات پى در پى لژيونهاى رومى به پادشاهى پونت باعث رعب در كليه ممالك آسياى صغير شد و به اين ترتيب شكست مهرداد دولتهاى كوچك منطقه را واداشت همگى سرورى روم را بپذيرند.
۳- دولت ايرانى پارت كه تازه در حال قدرت گرفتن بود به دنبال نبردهاى روم و ارمنستان و پونت همزمان دو «برد» بزرگ كرد اول آنكه اين نبردها خطر ارتش روم را سالها براى نبرد جديد در شرق مرتفع كرد و دوم آنكه ايران از نظر دو قدرت بزرگ منطقه اى در شمال خود راحت شد. حال آنكه بويژه ارمنستان مى توانست دولت پارت (اشكانى) را با مشكل مواجه كند. گو اينكه فرهاد سوم نيز ديدارى با پمپى داشت كه نوعى هماهنگى براى مبارزه با ارمنستان بود.
۵- اين نبردها سبب شد تا دولتهاى شرقى ارمنستان و پونت به شدت تضعيف شده و يكى از آنها محو شود و سوريه به دست روم بيفتد.
سرداران رومى اكنون مالك مطلق العنان آسياى نزديك، شمال آفريقا، جنوب اروپا، بالكان، ايتاليا، فرانسه، اسپانيا و سواحل و جزاير مديترانه بودند و ۱۰سال فرصت داشتند با ورود به بين النهرين تكليف خود را با دولت ايرانى اشكانى نيز مشخص كنند.
نبرد نهم ، نبردهاى پونيك
انحطاط پادشاهى هخامنشى در كنار تضعيف روزافزون توانايى نظامى يونانيان سبب شد به مرور قدرتهاى جديدى سرنوشت جنوب اروپا، شمال آفريقا و حوزه مديترانه را در دست بگيرند.اين قدرتها كسى نبودند جز مردان رومى و كارتاژى.
رومى ها كه با در هم كوبيدن مهاجمان شمالى موفق به تثبيت قدرت خود در ايتالياى امروزى و بنادر و جزاير جنوبى اروپا شده بودند، خود را در مصاف با كشورى دريايى به نام كارتاژ مى ديدند. كشورى كه كوچ نشينان فنيقى ۸۰۰ سال قبل از ميلاد ايجاد كرده بودند. اين سرزمين كليه
سواحل شمالى آفريقا از غرب مصر تا مراكش امروزى از يك سو و سواحل جنوبى اسپانيا، فرانسه، ايتاليا و يونان را دربرمى گرفت. كارتاژ سراسر سالهاى ۴۰۰ تا ۲۷۰ قبل ازميلاد آرام آرام در حال قدرت گرفتن بود حال آنكه اين قدرت گرفتن در ابتدا چندان مورد توجه نبود وچنانكه ذكر شد پس از تحليل قواى ايران و يونان ديگر مدعى نداشت اما از اوايل قرن سوم قبل از ميلاد، اوضاع تغيير كرد. روميها با ايجاد اركان قوى حكومتى و ارتشى پرقدرت در حال قدرت گرفتن بودند. طبيعى بود پيشروى روم به سمت جنوب به تشديد تضاد با كارتاژ كمك كند.
نخستين جنگ پونيك
در ۲۶۴ قبل از ميلاد كارتاژها با اعلام جنگ عليه روم به حمايت اهالى سيراكوز در جنوب ايتاليا پرداختند. برترى نظامى روم سبب شكست كارتاژيها شد و سيسيل به تصرف روم درآمد اما در دريا قدرت كارتاژ، سبب كندى كار روم شد. روم كه كشتى هاى كوچكى در اختيار داشت، به مرور دست اندركار ايجاد نيروى دريايى قوى شد و سال بعد دوئيلوس كنسول روم با استفاده از كشتى هاى جديد و چنگكهاى مخصوص و بزرگ در نبرد درياى «ميله» فاتح شد. اين چنگكها كه ابتكار جالب درياسالار رومى بود، سبب شد ابتكار عمل از دست نيروى دريايى كارتاژ خارج شود.
در اين زمان روميها با پياده كردن قوا در شمال آفريقا، جبهه نبرد را از اروپا به آفريقا تغيير دادند. رگولوس، فرمانده رومى با سپاهى بزرگ به كارتاژيها حمله برد اما با وجود پيروزيهاى اوليه در نهايت اسير مبارزان كارتاژ شد.
طى سالهاى بعد نيز جنگ بين طرفين در دريا وخشكى ادامه داشت اما هيچ يك از طرفين به پيروزى تعيين كننده نرسيدند. هاميكلار، سردار كارتاژى در اين سالها ضربات سنگينى به روم زد اما قدرت نظامى روم سرانجام مقاومت كارتاژيها را درهم شكست وكارتاژ با تخليه جزيره سيسيل و پرداخت غرامت شكست را پذيرفت. (۲۴۱قبل از ميلاد)
جنگهاى دوم پونيك؛ ورود هانيبال به جنگ
شكست كارتاژ سبب فقر شديد اين كشور و كينه آنها نسبت به روم شد. حال آنكه روم با قدرت گرفتن دائم، در حال قلع و قمع دشمنان سنتى شمال خود (مردم گل) و انهدام قدرتهاى كوچك درياى مديترانه بود.«كارتاژ فقير» چاره را در حمله به اسپانيا ديد. هاميكلار فاتح نبردهاى سيسيل كه ۲۰سال قبل از اين تاريخ مجبور شده بود، با وجود پيروزى بر نيروهاى رومى تخليه سيسيل را بپذيرد، در كارتاژ پادشاه شد و از يارى سردارى شجاع به نام هانيبال (پسرش) برخوردار بود.
كارتاژيان سال ۲۱۸ قبل از ميلاد شروع به پيشروى در اسپانيا كردند اين حركت هانيبال يعنى كشاندن نبرد از آفريقاى شمالى (حوالى تونس امروزى) به اروپا در نوع خود حركت قابل توجهى بود و سبب شد روميها دريابند اين نبرد مى تواند حتى خاك اصلى آنها را به خطر بيندازد. هانيبال سال۲۱۸ قبل از ميلاد در حركتى تماشايى خود را از اسپانيا به جنوب فرانسه رساند و با عبور از آلپ (آن هم با سپاهى عظيم و فيلهاى عظيم الجثه!) روميها را وحشت زده كرد. اين سردار بى باك به اين نيز اكتفا نكرده و آماده عبور از سلسله جبال آپنين و ورود به خاك اصلى ايتاليا شد.
در اين زمان هانيبال به جز سپاه اسپانيايى خود كه به برادرش سپرده شده بود، ۹۰هزار سرباز و ۳۷فيل داشت. حركت وى در ورود به خاك اصلى ايتاليا به اندازه اى غافلگير كننده بود كه ۲سپاه رومى كه براى مقابله با وى فرستاده شدند، نتوانستند كارى از پيش ببرند. اولين كنسول روم سيپيون در كنار رودتيس شكست سختى خورد و كنسول روم يعنى سمپرونيوس در تربيه متحمل شكستى ديگر شد.روم تنها يك قدم تا سقوط فاصله داشت زيرا از طرفى كارتاژها سراسر اسپانيا، جنوب فرانسه و شمال ايتاليا را گرفته بودند و از طرف ديگر ملل شكست خورده از روميها، نظير گلها نيز فرصت را براى نابودى دشمن خود مغتنم مى دانستند.
۱- تاريخ جهان - دولاندلن - جلد اول – صفحه۲۲۰
۲- تاريخ ايران - سرپرسى سايكس - ج اول - ص۴۵۸