آخرین مطالب
- درباره مفهوم «کتاب»: تاملات كتابي
نویسنده:تئودور آدورنو ترجمه: مراد فرهادپور
2012/05/06 - از کجا می آییم، چه هستیم، به کجا می رویم؟
نویسنده:پل گوگن ترجمه: علی اکبر رحمانی آملی
2012/04/05 - این ترانه بوی نان نمی دهد: سرگذشت ترانه معترض در ایران - قسمت چهارم
نویسنده:م.ملک
2012/03/30 - ترکیدن!!! (نقد فیلم شکم چرانی بزرگ ـ مارکو فره ری)
نویسنده:رامین اعلایی
2012/03/27 - پايان ۷۰۰ سال قدرت اعراب مسلمان
نویسنده:علی غفوری
2012/03/21 - همه حیوانات برابرند
نویسنده:پیتر سینگر ترجمه: بهنام خداپناه
2012/03/10 - این ترانه بوی نان نمی دهد: سرگذشت ترانه معترض در ایران - قسمت سوم
نویسنده:م.ملک
2012/03/08 - صمد [بهرنگی] و افسانه عوام
نویسنده:جلال آل احمد
2012/03/07 - سینما و ترور : نوشتاری درباره فیلم پنهان از میشائیل هانکه
نویسنده: تی جفرسون کلاین ترجمه: مهدی ملک
2011/11/05 - سوگنامه اى براى عقلانیت ابزارى
نویسنده:مسعود یزدی
2011/09/02
جنگ های بزرگ تاریخ: مقدمه
«جنگ را هيچ كس دوست ندارد. در جنگ ، پدران پسران را به خاك مى سپارند حال آنكه در صلح، پسران پدران را»!
كرزوس پادشاه ليديه
بسيارى از مردم جنگ را امرى عبث و قابل اجتناب مى دانند و كمتر كسى آن را دوست دارد. شايد نظاميان، بويژه نظاميان كاركشته و جنگديده بيش از ديگران ازجنگ دورى كنند.
كسانى كه سابقه مبارزه در ميادين جنگى را دارند، بخوبى به خاطر مى آورند در ميدان نبرد، مرگ انسانها بسيار ساده اتفاق مى افتد و سربازان خيلى زود به مرگ همقطاران، دوستان و حتى برادران خود عادت مى كنند اما همين افراد به محض تغيير شرايط و پايان جنگ پى مى برند كه در جنگ چه برآنها گذشته و چه بر سر دشمنان خود آورده اند. اما از يك نكته هيچ وقت نمى توان فرار كرد جنگ اجتناب ناپذير است. شايد ضرورى نباشد اما اگر زمان رخ دادن آن برسد، هيچكس نمى تواند مانع اجماع آن شود.
نظاميان نقطه آغاز جنگ را سياستمداران مى دانند و سياستمداران برعكس آنان جنگ را در نتيجه علامتهاى غلط نظاميان ذكر مى كنند اما امروز ۵ عامل ديگر نيز به اين دو عامل اضافه شده است. افكار عمومى، گاهى افكار عمومى جنگ را مى طلبد.بررسى تاريخ جنگ نشان مى دهد پس از مدتى تخاصم لفظى و يا دست اندازى هاى محدود، شعله جنگ ناگهان بين دو يا چند ملت شعله ور و كشور، قاره و يا دنيايى به آتش كشيده مى شود. دليل بروز نبردها ساده و گاهى كم اهميت جلوه مى كند اما واقعيت چيز ديگرى است. دليل بروز نبرد مربوط به يك يا چند عامل ساده نيست. ده ها و يا شايد صدها سال باعث انباشت كينه ملتها عليه يكديگر مى شود و آن زمان كه وقت فورانى خشم فرا مى رسد، كسى نمى تواند مانع وقوع نبرد شود. همه چيز مانند بازى «دومينو» برهم مى ريزد و حوادث زنجير وار رخ مى دهد.
گم شدن يك زن، حركت يك واحد جنگى به داخل خاك كشور مقابل، شليك يك گلوله، ترور يك شخص مهم، بروز قحطى، بى احترامى به يك ملت، نحوه استفاده از يك رودخانه مشترك، بندر مشترك، منبع انرژى مشترك، استناد به يك ادعاى كهنه ارضى، استمرار يك نژاد تحت ستم، علايق نژادى، شوونيستى، راسيستى، ايدئولوژيكى و دهها دليل ديگر!
اما ملتهاى خسته از جنگ پس از آنكه جنگى را به پايان رساندند تا سالها و دهه ها تمايلى به جنگ ندارند. آنها به دنبال صلح مى روند و در صلح پيشرفت مى كنند و قدرتمند مى شوند تا آنكه مجدداً با خسته شدن از زندگى در صلح، جنگ را آغاز مى كنند معمولاً يك نسل تا زمانى كه خاطرات ناراحت كننده جنگ را در حافظه دارد، علاقه اى به نبرد نشان نمى دهد. اما جنگها ويژگى ديگرى نيز دارند و آن مرگ قهرمانان است. معمولاً در جنگها «بهترين ها» دليرانه مى جنگنند و كشته مى شوند. آنها ناگزير از جنگيدن هستند و همين قهرمانان بعدها تبديل به اسطوره هاى ملتها مى شوند. البته جنگ يكسره پديده اى منفى نيست.
جنگ سبب رشد خلاقيتها، افزايش دلاوريها و بروز اخلاق مردانه مى شود. جنگ ادبيات مى سازد. «گذشت» مى آموزد و از خود گذشتن! . اما بى ترديد مردان جنگ ديده اولين مخالفان جنگ هستند چرا كه ديگر طاقت به خاك سپردن همقطاران خود را ندارند.
* * *
مجموعه ۱۰۰ جنگ بزرگ تاريخ با اين هدف تدوين شده كه بتواند در قالب يك مجموعه اطلاعاتى درباره جنگهاى بزرگ تمدن بشرى به خوانندگان بدهد. اما اين ۱۰۰ جنگ چگونه از ميان هزاران جنگ تاريخ بشر انتخاب شده؟ مى توان اذعان داشت، اين مجموعه ممكن است كامل نباشد و ايرادات فراوانى بتوان بر آن گرفت. اما نگارنده اين اعتقاد را دارد كه حداكثر تلاش خود را براى بازشناسى ۱۰۰ جنگ بر گزيده تاريخ به كار گرفته است.
جنگهايى كه در اين مجموعه جمع آورى شده، همگى بر تاريخ سياسى كشورها، ملتها و حتى جغرافياى سياسى دنيا تأثير گذارده اند.
رخداد برخى از اين جنگ ها سبب مرگ تمدنها، دولتها و ملتها شده و برعكس ملل ديگرى را به سرورى رسانده است. اما قبل از مطالعه اين مقالات، نكاتى را بايد به خوانندگان محترم گوشزد كرد.
۱- اطلاعات موجود درباره برخى جنگها ممكن است اندك به نظر برسد اما دليل توضيح اندك پيرامون آنها ابتدا بضاعت محدود علمى نويسنده است و دوم نبود منابع و مآخذ در دسترس.
۲- در انتخاب جنگها، عنصر اول انتخاب «تأثير بر جريان تاريخ» بوده و شدت نبرد، دلاورى جنگاوران و مدافعان عوامل بعدى در نظر گرفته شده اند، به همين دليل گاهى بررسى دلايل بروز جنگ و تغيير جغرافياى سياسى منطقه وقوع جنگ، طولانى تر از پرداختن به خود آن بوده است.
۳- بررسى بسيار دقيق و موشكافانه جنگها نياز مند صرف سالها وقت و بكارگيرى تيمهاى ورزيده كارى است و نگارنده اذعان مى كند اين امر از بضاعت او خارج است اما نكته مهم اين است كه محصول چنين تحقيقى شايد مجموعه اى چند ده جلدى شود كه اگر چه ارزش آكادميك خواهد داشت اما شايد فراتر از نياز هزاران خواننده علاقه مند نظير دانش آموزان، جوانان و ساير اقشار جامعه باشد. لازم به ذكر است به دليل آنكه ۲ قسمت اول اين مجموعه با عنوانهاى «سقوط دولت آشور» و «فتح بابل» پيش از اين در يكى از نشريات كشور مورد استفاده قرار گرفته، در اين مجموعه جنگهاى سوم و چهارم يعنى نبرد «ليديه» و جنگهاى «مدى» مورد مطالعه قرار گرفته است.
