|
1
|
نویسنده: حسین بشیریه تاریخ: يك شنبه , 25 , ارديبهشت , 1390
استدلال کلی این مقاله آن است که هویتهای خالص مفاهیمی موهومند که اغلب به واسطهی ایدئولوژیهای کلیپراز عصر مدرن عنوان شده اند؛ به سخن دیگر، ایدئولوژیهای مورد نظر در پی خالصسازی هویت قومی، ملی، مذهبی، و غیره برآمده اند اما از چشماندازی غیر ایدئولوژیک و یا از چشمانداز دیالکتیک تاریخی، هویتها همواره، ناخالص، مرکب، آمیخته، ناتمام، سیال و، گذرا و در حال بازسازی هستند و به وسیله آنچه در...
|
|
2
|
نویسنده: ریچارد رورتی ترجمه: هاله لاجوردی تاریخ: دوشنبه , 20 , دي , 1389
تصور کنید از فردا مللی که «غرب» نامیده میشوند با بمبهای هستهای از بین بروند و محو شوند. فقط آسیای شرقی و آفریقای پیرامون صحرا مسکونی باقی بمانند و در پی این فاجعه دست به نبردی بیامان غربزدایی بزنند- تلاشی نسبتا موفق برای زدودن خاطره سیصد سال گذشته. اما این را هم تصور کنید که در کشاکش این غرب زدایی، شمار اندکی از دانشگاهیان، هر تعداد از یادگارهای غرب را که بتوانند حفظ کنند- هر تعدادی از کتب و مجلات و مصنوعات دستی...
|
|
3
|
نویسنده: محمد شمس لنگرودی تاریخ: پنج شنبه , 14 , مرداد , 1389
پیش از وقوع انقلاب مشروطه، جامعه ی ما پوشیده در غبار تقدس گنگ هزار ساله، در نظامی دوار و بسته از یک دستگاه فکری آغشته به جان، به زندگی ادامه می داد. همه چیز حیات بسیط ما، توجیهی مشخص و قابل قبول داشت. فضای جامعه ی ما در یک نظام فکری گرد و لغزنده و کش دار محاط بود که " عرفان " اش می نامیدند و بسته به اوضاع و احوال، همه گونه رأی و راهی از دل آن بیرون کشیده می شد. اوضاع اگر بر وفق مراد بود می گفتیم : « چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد »، و به...
|
|
4
|
نویسنده: بیتا جلیلی تاریخ: جمعه , 04 , تير , 1389
ما میاندیشیم که آرمانهای خود را خوب میشناسیم... راه را بلدیم و شور انقلابیمان خودش میداند که کدام درست است و کدام غلط ، بیآنکه حتی لحظهای شک کنیم.در تکاپوی رسیدن به مقصود دستوپا میزنیم اما، کجراهه های زیادی آرمان های والای انسانی را به سراشیبی سقوط از انسانیت کشانده اند ،ما اما نه به آرمان هایمان شک می کنیم و نه هرگز به راهی که میرویم. اینگونه است که گاهی آرمانها شکست میخورند و آدمها...
|
|
5
|
نویسنده: یوسف اباذری تاریخ: سه شنبه , 11 , خرداد , 1389
زمانی که از من خواسته شد در این همایش سخنرانی کنم تصورم بر این بود که چیزی برای گفتن درباب عدالت ندارم. به میزبان همایش گفتم من واقعا چیزی درباره عدالت نمیدانم. از او اصرار و از من انکار که حرفی برای گفتن ندارم. به هر حال دعوت او را پذیرفتم و محتوای بحث را به دست تصادف سپردم. خاطرات دو سه هفته اخیر را که با خود مرور میکردم دیدم شاید بهتر آنست که درباره تجربه شخصی خودم در باب عدالت سخن بگویم. |
|
6
|
نویسنده: آرش نراقی تاریخ: چهارشنبه , 15 , ارديبهشت , 1389
موافقان سقط جنین کوشیده اند نشان دهند که جنین را نمی توان نفس انسانی دانست (دست کم در چندین ماه اول بارداری) و مخالفان سقط جنین کوشیده اند نشان دهند که جنین از بدو پیدایش (یا دست کم بسی زودتر از آنچه موافقان سقط جنین ادعا می کنند) تبدیل به یک نفس انسانی می شود، و لذا حیات او محترم و سلب ناشدنی است. سرنوشت مناقشاتی که درباره ی مقدمه ی نخست درگرفته تا حد زیادی در گرو تلقی ما از "شخص یا نفس انسانی" است. یعنی برای تعیین تکلیف آن مناقشه، ابتدا...
|



